جمال رضايى
590
بيرجندنامه ( فارسى )
24 - قيچك qeycak : قيچك : " قيچك " يكى از سازهاى معروف ايرانى است كه نام آن در لغتنامههاى فارسى به گونههاى قيچك ، غيچك ، غيجك ، غچك ، غجك ، غژك و . . . « 1 » آمده و در خراسان و سيستان و بلوچستان ( بويژه در شرق و جنوب خراسان ) براى همآوايى با آواز بسيار از آن استفاده مىشده و مىشود . اين ساز " كاسه " اى دارد كه روى آن پوست نازكى مىكشند . بر روى " كاسه " و " دستهء " " قيچك " معمولا ده تار ابريشمى تعبيه مىكنند و آن را با " كمان " « 2 » مىنوازند . اين ساز بيشتر در روستاها و در ميان ايلات مورد استفاده مىباشد . 25 - كرنا karna : كرنا . 26 - كماچه kamoce : كمانچه : كمانچه سازى است زهى ، شبيه به قيچك ولى كوچكتر از آنكه با كمان نواخته مىشود . 27 - نفير nafir : نفير : " نفير " نوعى كرناى كوچك است كه معمولا قلندران با خود دارند و با دميدن در آن صداى بلند و بمى ايجاد مىكنند . اين صداها گاهى آهنگين است . نفير را گاه از شاخهاى بلند گاوهاى نر مىساختند . نفير را " بوق " هم مىناميدند . 28 - نى ney : نى . 29 - نىلبك ney labak : نىلبك : " نىلبك " به نوعى سازدهنى كوچك گفته مىشد و مىشود كه معمولا آن را از يك پاره نى درست مىكردند و شبيه به " فلوت " بود . گاهى آن را از چوب مىتراشيدند . 30 - ويالون veyalun : ويلون / ويلن ( فرانسه violon ) . « 3 »
--> ( 1 ) . " غژ " در زبان فارسى به معنى ابريشم است و وجه تسميهء اين ساز به " قيچك " آنست كه تارهاى اين ساز از ابريشم است . اين واژه در گويش بيرجند " كج kaj " فراگو مىشود و به نوعى ابريشم كمبها اطلاق مىگردد . " كجى " و كجى [ ن ] در اين گويش به معنى پارچه ابريشمى كمقيمت است . ( 2 ) . " كمان " در اين ساز و در " كمانچه " حكم " آرشه " ويلن را دارد كه معمولا آن را از چند تار موى دم اسب مىسازند . ( 3 ) . بيرجندىها از دههء دوّم اين سده كه موسيقى در برنامهء رسمى آموزشى مدارس گنجانده شد با اين " ساز " آشنا شدند و برخى از جوانان نواختن آن را نزد شادروان " چهارنظم " معلّم موسيقى آن زمان بيرجند كه در نواختن ويلن استاد و در تعليم آن ورزيده بود فرا گرفتند . انجمنهاى موسيقى مدارس نيز به رواج اين ساز كمك كردند و بسيارى از اين جوانها عضو " اركستر " مدرسهء خود بودند .